|
20 فوریه تولد کسی بود که جهان را فروخت
تولد Kurt Cobain خواننده و رهبر گروه Nirvana
کرت کسی بود که واقعا دوسش داشتم.
هم خودش هم اشعارش هم صداش هم گیتارش و هم عقایدش رو.
می خوام راجع به کرت بنویسم ولی خب اگه کسی کرت رو نشناسه هیچی نمی فهمه!
...........................
کرت در 20 فوریه 1967 در شهری بنام هاکوام واقع در 140 کیلومتری جنوب سیاتل به دنیا اومد.
از همان ابتدای کودکی علاقه فراوان به موسیقی نشان می داد و در همان دوران شروع به یادگیری گیتار نمود.
کرت روحیه ای بسیار افسرده داشت. اینو می تونین تو اشعارش ببینین
وی پس از اجرای آخرین کنسرتش در اول مارس 1994 در شهر مونیخ بعلت مصرف بیش از حد هروئین در مرکز توانبخشی اگزودوس بستری شد. بسیاری علت این کار وی را اقدام به خودکشی عنوان می نمایند ولی علت این عمل وی در رسانه های آن روز تنها زیاده روی در مصرف مواد مخدر عنوان شد.
در 8 اوریل همان سال، تنها پس از چند روز مرخص شدن کرت از مرکز توانبخشی، جسد وی در منزلش توسط سیم کشی به نام گری اسمیت که برای سرکشی به آپارتمان او رفته بود پیدا شد. علت مرگ وی شلیک گلوله بود و در کنار جسد وی نیز یادداشتی به خط کوبین مبنی بر اقدام به خود کشی وجود داشت.
پس از مرگ کرت پرونده گروه نیروانا برای همیشه بسته شد و تنها 5 آلبوم زیبا برای طرفدارنش به یادگار ماند.
................................
به تمام این تفاسیر کرت به نظر من خودکشی نکرد
کرت کسی بود که به معنای واقعی کلمه نیروانا -حیات جاویدان پس از مرگ یا رها شدن از خواهشهای نفسانی- رسید.
کرت عزیز یاد و خاطرت همیشه در دلهاست.
ترجمه یکی از اشعار کرت به نام The Man Who Sold The World رو براتون میزارم
از پله ها بالا می رفتیم
و از گذشته ها صحبت می کردیم
اگرچه من نمی فهمیدم
ولی او می گفت من در گذشته دوست او بوده ام.
صحبت کردن رودر رو با او برایم تعجب آور بود
زیرا به من می گفت:
گمان می کردم تو سالها قبل در تنهایی مرده ای
آه نه، من نبودم
من هرگز کنترلم را از دست نداده ام
و تو اکنون در مقابل مردی هستی
که جهان را فروخت
خندیدم و دستش را فشردم
و به خانه بازگشتم
سالهاست که سرگردان به دنبال مزرعه و زمین هستم
وبه میلیونها نفر در اینجا
با شگفتی خیره شده ام.
زیرا ما سالهای سال پیش از این می بایست می مردیم.
چه کسی می داند؟ من که نمی دانم
ما هیچوقت کنترلمان را از دست نداده ایم
و شما اکنون در مقابل مردی هستید
که جهان را فروخت
We passed upon the stair
We spoke of was and when
although I wasnt there
He said I was his friend
Which came as some surprise
U spoke into his eyes
I thought you died alone
A long time ago
Oh no, not me
I never lost control
You`re face to face
With the man who sold the world
I laughed and sho0k his hand
And made my way back home
I searched for farm and land
For years I roamed
I gazed a gazley stare
At all the millions here
We must have died alone
A long long time ago
Who knows? not me
We never lost control
You`re face to face
With the man who sold the world
a√ash
|